فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
228
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
گوشت مرغ و گوسفند گذاشته بودند و تنها اختلاف آن با ضيافت شيراز رنگ برنجها بود . دسر عبارت بود از انواع مربا و گوجه و زردآلوى سبز و انار ترش . اينان معتقدند كه ميوهء سبز آدمى را به نوشيدن شراب تحريك مىكند . براى ايرانيان « 175 » نوشيدن شراب بالاترين لذت به حساب مىآيد . چنان كه مهمانداران سفير در مدت چهار ساعت حضور ما ، جز بدان نپرداختند . از اين گذشته ، در سراسر مهمانى دو گروه رقاص و رقاصه - گروهى زن و گروهى پسران جوان - مهمانان را سرگرم مىكردند . افراد هردو گروه دامنهاى ابريشمين گلابتوندوز با رنگهاى مختلف دربر داشتند و چنان كه پيشتر نيز گفتهايم موى پسران به بلندى موى زنان بود . هردو گروه اداهائى كاملا شهوتانگيز و شرمآور داشتند . بسيارى از رقاصان - چه زنان و چه پسران - به مهمانها شراب مىدادند اگرچه ، سفير از اين عمل بسيار ناراحت و كسل شده بود . سفير كه مدت زيادى دوزانو بر زمين نشسته بسيار خسته شده بود درخواست كرد نيمكتى يا چيزى كه كمى بلندتر از زمين باشد بياورند تا تاب نشستن داشته باشد . اتفاقا در خود دژ ، از بقاياى غنائم گمبرون ، صندليى نظير صندليهاى خودمان يافتند . سفير بر آن نشست و چون بدين وسيله تا حدى از مكالمهء با ديگران راحت شد تا پايان مهمانى بر اين صندلى رفع خستگى كرد . در اينجا نمىتوانيم از بيان اين نكته چشم بپوشيم كه سفير در اين روز مطمئن شد كه ايرانيان نسبت به دو اعتقادى راسخ دارند . اين اعتقاد از روزهائى كه وى در شيراز بسر مىبرد بمناسبتى كه هماكنون ذكر خواهيم كرد ، براى ايرانيان نسبت به دو حاصل شده در سراسر ايالت فارس پيچيده بود . توضيح آنكه يك روز كه حكام شيراز در دهكدهاى كه سفير چند روز پيش از ورود به شهر در آن توقف كرده بود به ديدار وى آمدند ، گذشته از هداياى متعددى كه به وى تقديم داشتند ، براى آنكه مهمان جليل القدرشان از هيچگونه
--> ( 175 ) مقصود هيأتهاى حاكمهء ايران است و نه مردم عادى . - م .